شنبه، ۱۱ مهر ۱۴۰۵

گاهی حتی پدرانی که نیت خوبی دارند، در لحظات پراسترس ممکن است واکنشی نشان دهند که بعداً از آن پشیمان شوند. تفاوت یک والد موفق با والد بینقص در این نیست که همیشه بهترین تصمیم را میگیرد؛ بلکه در این است که آمادگی یادگیری، پذیرفتن بازخورد و اصلاح رفتار خود را داشته باشد.
نویسنده مقاله تجربهای شخصی را تعریف میکند. او یک روز پس از شنیدن صحبت بیاحترمانه دخترش با مادر، بهشدت عصبانی شد. از شدت ناراحتی وارد اتاق دخترش شد، اسباببازیهای موردعلاقه او را داخل کیسه زباله ریخت و تصمیم گرفت آنها را ببخشد.
او تصور میکرد با این کار از همسرش دفاع کرده و درس مهمی درباره «احترام» به دخترش میدهد؛ اما در واقع، واکنش احساسی او باعث تشدید شرایط شده بود.
خوشبختانه همسرش در آن لحظه به او کمک کرد تا احساساتش را بهتر مدیریت کند و راه مناسبتری برای برخورد با موضوع پیدا کند. در نهایت، آنها بهجای تنبیه شدید، با دخترشان صحبت کردند و درباره رفتار مناسب و نامناسب در خانواده توضیح دادند.
این تجربه به نویسنده نشان داد که پذیرای راهنمایی بودن یکی از مهارتهای مهم پدری است. هیچ پدری همه روشهای درست فرزندپروری را از ابتدا نمیداند و همیشه جایی برای یادگیری و بهتر شدن وجود دارد.
در ادامه، ۵ دلیل مهم برای اینکه یک پدر پذیرای یادگیری، بازخورد و راهنمایی باشد را بررسی میکنیم.
وقتی پدر آماده شنیدن نظر و بازخورد فرزندش باشد، فرصت بیشتری برای ایجاد یک رابطه صمیمی و قابلاعتماد ایجاد میشود.
برای مثال، تصور کنید دخترتان به شما میگوید از اینکه هنگام بازی با خواهر یا برادرش او را کنار میگذارید، ناراحت میشود.
یک پدر که پذیرای یادگیری است، بهجای اینکه بلافاصله برای رفتار خود دلیل بیاورد یا از خودش دفاع کند، ابتدا به حرف فرزندش گوش میدهد.
او ممکن است بعد از شنیدن این صحبت تصمیم بگیرد در بازیهای بعدی، فرزندش را نیز بیشتر درگیر کند.
این نوع رفتار به کودک نشان میدهد که احساسات و خواستههای او برای پدرش اهمیت دارد.
وقتی فرزند احساس کند پدر واقعاً به حرفهای او گوش میدهد و در صورت نیاز رفتار خود را اصلاح میکند، اعتماد در رابطه افزایش پیدا میکند.
هیچ نسخه واحدی برای تربیت همه کودکان وجود ندارد.
روشی که برای یک کودک مؤثر است، ممکن است برای کودک دیگر نتیجه مشابهی نداشته باشد. حتی نیازهای یک کودک نیز با افزایش سن تغییر میکند.
پدر پذیرای یادگیری میداند که باید روشهای فرزندپروری خود را متناسب با سن، شخصیت و نیازهای فرزندش تغییر دهد.
برای مثال، ممکن است روشی که در سالهای گذشته برای مدیریت رفتار کودک مؤثر بوده، در دورهای دیگر نتیجه مطلوبی نداشته باشد.
در چنین شرایطی، بهجای اینکه فقط همان روش قبلی را تکرار کنیم، میتوانیم از منابع معتبر، کتابهای فرزندپروری، تجربه والدین دیگر و حتی خود فرزندانمان یاد بگیریم.
درباره روشهای مختلف فرزندپروری مطالعه میکند.
از تجربه والدین باتجربه استفاده میکند.
در صورت نیاز از متخصصان کمک میگیرد.
روشهای تربیتی خود را با رشد کودک اصلاح میکند.
میپذیرد که یک روش همیشه و برای همه کودکان جواب نمیدهد.
انعطافپذیری در فرزندپروری میتواند به ایجاد رابطهای سالمتر میان والد و کودک کمک کند.
پدر بودن یک نقش ثابت و بدون نیاز به یادگیری نیست. کودکان رشد میکنند و در هر مرحله از زندگی، نیازهای متفاوتی دارند.
بنابراین پدر نیز باید همراه با فرزندش رشد کند.
پدرانی که پذیرای یادگیری هستند، معمولاً راحتتر از دیگران به دنبال کسب اطلاعات جدید، دریافت بازخورد و اصلاح مهارتهای خود میروند.
آنها از انتقاد سازنده فرار نمیکنند و اگر متوجه شوند روشی نتیجه مطلوبی ندارد، حاضرند آن را تغییر دهند.
از افراد قابلاعتماد بازخورد بگیرید.
درباره فرزندپروری مطالعه کنید.
اشتباهات خود را بررسی کنید.
از پذیرفتن کمک نترسید.
در برابر دیدگاههای متفاوت انعطاف داشته باشید.
مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنید.
هیچکس با یک نسخه کامل از پدر بودن متولد نمیشود. پدر خوب بودن بیشتر یک مسیر یادگیری مداوم است تا یک مقصد نهایی.
پذیرای یادگیری بودن فقط در خانه کاربرد ندارد؛ این ویژگی میتواند در محیط کار نیز مفید باشد.
فردی که میتواند بازخورد دریافت کند، اشتباهات خود را بپذیرد و از تجربه دیگران یاد بگیرد، معمولاً ظرفیت بیشتری برای سازگاری با شرایط جدید و یادگیری مهارتهای تازه دارد.
مهارتهایی مانند:
گوش دادن فعال
انعطافپذیری
پذیرش بازخورد
همکاری با دیگران
حل مسئله
یادگیری مداوم
هم در زندگی خانوادگی و هم در محیط کاری کاربرد دارند.
پدری که در خانه یاد میگیرد با آرامش بیشتری گوش دهد و از دیگران کمک بگیرد، میتواند همین مهارتها را در روابط حرفهای خود نیز به کار ببرد.
در نتیجه، رشد شخصی یک پدر میتواند علاوه بر روابط خانوادگی، بر مسیر شغلی و رضایت او از زندگی حرفهای نیز تأثیر بگذارد.
کودکان فقط از توصیههای والدین یاد نمیگیرند؛ آنها رفتار والدین را نیز مشاهده و الگوبرداری میکنند.
اگر کودک ببیند پدرش میتواند بگوید:
«اشتباه کردم.»
یا:
«در این مورد به کمک نیاز دارم.»
در واقع، درس مهمی درباره فروتنی، مسئولیتپذیری و یادگیری به او داده میشود.
پدر لازم نیست همیشه همه پاسخها را بداند.
اتفاقاً نشان دادن اینکه گاهی نیاز به کمک داریم، میتواند به کودک یاد بدهد که کمک خواستن نشانه ضعف نیست.
اشتباه کردن بخشی از زندگی است.
میتوان از اشتباهات درس گرفت.
هیچکس همه پاسخها را نمیداند.
کمک خواستن اشکالی ندارد.
انسان میتواند همیشه چیزهای جدید یاد بگیرد.
اصلاح رفتار نشانه شکست نیست.
این درسها میتوانند در سالهای آینده به کودک کمک کنند تا در برابر چالشهای زندگی، انعطافپذیرتر و آمادهتر باشد.
پدر بودن به معنای داشتن پاسخ درست برای تمام موقعیتها نیست. گاهی بهترین کاری که یک پدر میتواند انجام دهد، این است که مکث کند، گوش دهد، بازخورد بگیرد و اگر لازم بود مسیر خود را اصلاح کند.
پذیرای یادگیری بودن به معنای پذیرفتن ضعف نیست؛ بلکه یعنی بدانیم همیشه امکان بهتر شدن وجود دارد.
اگر همسر، فرزند، دوست یا فردی قابلاعتماد نکتهای درباره رفتار ما مطرح میکند، لازم نیست بلافاصله از خود دفاع کنیم. گاهی کافی است ابتدا گوش دهیم و از خود بپرسیم:
«آیا چیزی در این حرف وجود دارد که بتواند به من کمک کند پدر بهتری باشم؟»
پذیرای راهنمایی و یادگیری بودن میتواند به یک پدر کمک کند تا:
رابطه عمیقتر و قابلاعتمادتری با فرزندانش بسازد.
روشهای فرزندپروری خود را با نیازهای کودک هماهنگ کند.
از نظر شخصی و والدگری رشد کند.
مهارتهای ارتباطی و انعطافپذیری خود را در محیط کار نیز تقویت کند.
الگوی مناسبی برای یادگیری، فروتنی و پذیرش اشتباه برای فرزندانش باشد.
در نهایت، یک پدر خوب کسی نیست که همیشه درست عمل میکند؛ بلکه پدری است که وقتی متوجه میشود میتواند بهتر عمل کند، آمادگی تغییر و یادگیری دارد.
منبع اصلی: Frank Brennan، مقاله 5 Reasons to Become a More Coachable Father، منتشرشده در All Pro Dad.
بازنویسی و تنظیم برای انتشار: شبکه اوقات فراغت