دوشنبه، ۶ مهر ۱۴۰۵

گاهی فکر میکنیم برای اینکه دیگران ما را دوست داشته باشند، باید کارهای بزرگی انجام دهیم؛ در حالی که بسیاری از اوقات، این رفتارهای روزمره ما هستند که روابطمان را میسازند یا بهتدریج از بین میبرند.
بابی لوئیس، نویسنده و سخنران و از نویسندگان وبسایت All Pro Dad، در مقالهای با عنوان «۷ انتخاب که دوستداشتن شما را سخت میکند» به رفتارهایی میپردازد که میتوانند ما را از همسر، فرزندان، دوستان و اطرافیانمان دور کنند. او با اشاره به مفهوم عشق در اول قرنتیان ۱۳، تأکید میکند که دوستداشتنی بودن فقط به احساسات ما مربوط نیست؛ بلکه به نحوه رفتارمان با دیگران نیز ارتباط دارد.
این مقاله قرار نیست بگوید انسان باید همیشه کامل و بیاشتباه باشد. برعکس، نقطه شروع میتواند شناخت رفتارهایی باشد که گاهی بدون اینکه متوجه باشیم، دیگران را از ما دور میکنند.
در ادامه با ۷ رفتاری که ممکن است رابطه ما با دیگران را دشوار کنند آشنا میشویم.
حتماً افرادی را دیدهاید که حتی چند ثانیه هم نمیتوانند منتظر بمانند. مثلاً به محض خاموش شدن علامت کمربند ایمنی هواپیما، قبل از اینکه دیگران از جای خود بلند شوند، سریع به سمت خروجی میروند تا چند دقیقه زودتر به مقصد برسند.
شاید این رفتار در ظاهر کوچک به نظر برسد، اما بیصبری میتواند پیام مهمی به اطرافیان منتقل کند:
«زمان و نیازهای من از شما مهمتر است.»
وقتی همیشه عجله داریم، ممکن است کمتر به شرایط و نیازهای دیگران توجه کنیم. در خانواده نیز همین اتفاق میتواند رخ دهد.
گاهی آنقدر درگیر کارها و برنامههای خود هستیم که برای شنیدن حرف فرزندمان صبر نمیکنیم. ممکن است کودک بخواهد داستانی تعریف کند، اما ما مدام به ساعت نگاه کنیم یا بخواهیم سریع گفتوگو را تمام کنیم.
در رابطه با همسر نیز بیصبری میتواند باعث شود طرف مقابل احساس کند حرفها و احساساتش اهمیت کافی ندارند.
گاهی لازم است سرعت زندگی را کم کنیم و به خودمان یادآوری کنیم که نیازها و دیدگاههای دیگران نیز به اندازه نیازهای ما اهمیت دارند.
قبل از اینکه واکنش نشان دهید، چند ثانیه مکث کنید.
به حرف فرزندتان تا پایان گوش دهید.
در گفتوگو با همسر، فوراً پاسخ آماده نکنید.
همیشه به دنبال سریعترین راه برای تمام کردن یک موقعیت نباشید.
فرض کنید رئیس شما تقریباً همیشه از شما انتقاد میکند و کمتر نکته مثبتی درباره کارتان میگوید. احتمالاً پس از مدتی حضور در چنین محیطی برایتان دشوار خواهد شد.
در روابط خانوادگی نیز کلمات تأثیر زیادی دارند.
یک جمله تند، کنایهآمیز یا تحقیرکننده ممکن است فقط چند ثانیه طول بکشد، اما اثر آن میتواند مدت بیشتری باقی بماند.
نامهربانی فقط به حرفهای خشن محدود نمیشود. بیتوجهی، تمسخر، نادیده گرفتن احساسات دیگران و رفتار سرد نیز میتوانند فاصله ایجاد کنند.
نویسنده با اشاره به «قانون طلایی» یادآوری میکند که از کودکی به ما آموزش داده میشود با دیگران همانطور رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار شود.
اگر میخواهید روابط بهتری داشته باشید، از کلمات ساده شروع کنید:
«ممنونم.»
«خسته نباشی.»
«میفهمم که برات سخت بوده.»
«اگر کمکی از دستم برمیاد، بگو.»
«خوشحالم که این کار رو انجام دادی.»
مهربانی لزوماً به رفتارهای بزرگ نیاز ندارد. گاهی یک جمله خوب در زمان مناسب میتواند رابطهای را گرمتر کند.
فرض کنید دوستتان در کاری موفق شده است که شما در آن موفق نبودهاید. شاید اولین واکنش، مقایسه خودتان با او باشد.
اما موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمیکند.
حسادت میتواند بهتدریج باعث شود از موفقیت دوستان، همکاران یا حتی اعضای خانواده ناراحت شویم. بدتر از آن، ممکن است رفتار ما باعث شود فرد مقابل به خاطر موفقیت خودش احساس گناه کند.
برای مثال، اگر دوستتان ترفیع شغلی گرفته است، به جای اینکه دائماً خودتان را با او مقایسه کنید، میتوانید موفقیت او را نتیجه تلاشهایش بدانید و از پیشرفت او خوشحال شوید.
هر وقت متوجه شدید در حال مقایسه خود با دیگری هستید، از خودتان بپرسید:
«آیا میتوانم به جای مقایسه، از موفقیت این فرد چیزی یاد بگیرم؟»
موفقیت دیگران میتواند فرصتی برای الهام گرفتن باشد، نه دلیلی برای ناراحتی.
حسادت اگر کنترل نشود، ممکن است به تلخی و رفتارهای تند منجر شود. شناخت این احساس و مدیریت آن میتواند به روابط سالمتر کمک کند.
غرور میتواند نگاه انسان را بیش از حد به خودش معطوف کند.
فرد مغرور ممکن است در یک گفتوگو مدام منتظر فرصتی باشد تا موضوع را دوباره به خودش برگرداند:
«من هم یک بار چنین کاری کردم...»
«من از همه بهتر میدونم...»
«وقتی من این شرایط رو داشتم...»
وقتی گفتوگو همیشه حول یک نفر بچرخد، دیگران ممکن است احساس کنند دیده یا شنیده نمیشوند.
در خانواده نیز چنین رفتاری میتواند فاصله ایجاد کند. فرزند ممکن است بخواهد درباره تجربهای که در مدرسه داشته صحبت کند، اما اگر والد دائماً تجربه خودش را مهمتر بداند، کودک کمکم تمایلش به گفتوگو را از دست میدهد.
فروتنی به معنای کوچک شمردن خود نیست؛ یعنی بتوانیم برای دیگران نیز ارزش و اهمیت قائل شویم.
گاهی به جای صحبت کردن، سؤال بپرسید.
به موفقیت دیگران توجه کنید.
بدون اینکه منتظر تشویق باشید، به همسر یا فرزندتان کمک کنید.
اجازه دهید گاهی شخص دیگری مرکز گفتوگو باشد.
خودبزرگبینی با اعتمادبهنفس تفاوت دارد.
اعتمادبهنفس یعنی تواناییها و ارزشهای خود را بشناسیم؛ اما خودبزرگبینی میتواند باعث شود تواناییهای خودمان را بالاتر از دیگران ببینیم.
این رفتار ممکن است در محیط کار، جمع دوستان یا حتی خانواده دیده شود.
وقتی فردی دائماً درباره موفقیتهای خودش صحبت میکند یا دستاوردهای دیگران را کوچک میشمارد، ارتباط با او برای اطرافیان دشوارتر میشود.
بابی لوئیس نیز در متن اصلی به تجربه شخصی خود اشاره میکند و میگوید در دورهای از زندگی حرفهایاش، گاهی با غرور درباره تواناییهای کاری خود صحبت میکرد و بعدها به این رفتار نگاه انتقادیتری پیدا کرد.
یکی از راههای مقابله با خودبزرگبینی، توجه آگاهانه به تواناییهای دیگران است.
اگر همکارتان کار خوبی انجام داده، از او تعریف کنید.
اگر فرزندتان پیشرفت کرده، موفقیتش را ببینید.
اگر همسرتان برای خانواده کاری انجام داده، از او تشکر کنید.
گاهی لازم نیست درباره خودمان صحبت کنیم؛ کافی است اجازه دهیم دیگران بدانند موفقیت و تلاششان دیده میشود.
خودخواهی در روابط خانوادگی میتواند بسیار پنهان باشد.
ممکن است همیشه منتظر باشیم همسرمان از ما بپرسد چه کاری لازم است انجام دهیم، در حالی که خودمان میتوانیم نیازهای خانه را ببینیم.
یا ممکن است انتظار داشته باشیم فرزندمان همیشه با برنامه ما همراه شود، بدون اینکه به خواستهها و احساسات او توجه کنیم.
بابی لوئیس از تجربه خود در مشاوره به زوجهای در آستانه ازدواج میگوید و پیشنهاد میکند افراد به جای تمرکز دائمی بر اینکه «من چه چیزی دریافت میکنم؟»، بیشتر به این فکر کنند که:
«امروز برای تو چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
این نگاه میتواند در روابط خانوادگی بسیار کاربردی باشد.
بدون اینکه منتظر درخواست دیگران باشید:
کاری از کارهای خانه را انجام دهید.
از همسرتان درباره روزش بپرسید.
برای فرزندتان وقت بگذارید.
به یکی از اعضای خانواده کمک کنید.
کاری را که معمولاً به دیگری واگذار میکنید، خودتان انجام دهید.
محبت فقط چیزی نیست که درباره آن صحبت کنیم؛ در رفتارهای روزمره ما نیز خودش را نشان میدهد.
خشم مانند آتش است.
اگر کنترلشده باشد، میتواند واکنشی طبیعی به یک اتفاق ناعادلانه یا ناراحتکننده باشد. اما وقتی کنترل خود را از دست بدهد، میتواند به رابطه آسیب بزند.
فردی که دائماً عصبانی است، ممکن است باعث شود اعضای خانواده مراقب تکتک رفتارها و حرفهای خود باشند تا واکنش شدیدی ایجاد نشود.
این وضعیت بهخصوص برای کودکان اهمیت دارد.
فرض کنید فرزندتان عصبانی شده و فریاد میزند. اگر والد نیز بلافاصله با فریاد پاسخ دهد، احتمالاً تنش بیشتر میشود.
اما اگر والد چند لحظه مکث کند و تلاش کند بفهمد پشت این رفتار چه احساسی قرار دارد، امکان آرامتر شدن موقعیت بیشتر میشود.
وقتی عصبانی هستید:
قبل از پاسخ دادن چند لحظه مکث کنید.
صدای خود را پایین بیاورید.
اگر لازم است، کمی از موقعیت فاصله بگیرید.
تلاش کنید علت اصلی ناراحتی را پیدا کنید.
در گفتوگو با کودک، ابتدا احساس او را بشنوید.
بعد درباره رفتار نامناسب صحبت کنید.
هدف این نیست که هرگز عصبانی نشویم؛ هدف این است که خشم ما رابطهمان با دیگران را تخریب نکند.
هیچکدام از ما همیشه صبور، مهربان، فروتن و آرام نیستیم. همه انسانها گاهی اشتباه میکنند.
اما شناخت رفتارهایی که دیگران را از ما دور میکنند، میتواند اولین قدم برای ساختن روابط سالمتر باشد.
بر اساس تجربه و دیدگاه بابی لوئیس، هفت رفتار مهمی که میتوانند روابط ما را دشوار کنند عبارتاند از:
بیصبری
نامهربانی
حسادت
غرور
خودبزرگبینی
خودخواهی
خشم کنترلنشده
راه تغییر نیز لزوماً پیچیده نیست. میتوان از یک رفتار کوچک شروع کرد: کمی بیشتر گوش دادن، کمی کمتر قضاوت کردن، تشکر کردن، کمک کردن بدون درخواست، کنترل واکنشهای خشمگینانه و توجه بیشتر به احساسات دیگران.
در نهایت، دوستداشتنیتر شدن به معنای کامل شدن نیست؛ بلکه یعنی آگاهانه تلاش کنیم حضور ما برای اطرافیان امنتر، مهربانتر و ارزشمندتر باشد.
بیصبری، نامهربانی، حسادت، غرور، خودبزرگبینی، خودخواهی و خشم کنترلنشده از جمله رفتارهایی هستند که در مقاله بابی لوئیس بهعنوان عوامل دشوارکننده روابط مطرح شدهاند.
اولین قدم، شناخت رفتار و توجه به تأثیر آن بر دیگران است. سپس میتوان با تمرینهایی مانند گوش دادن فعال، صبر کردن، تشکر کردن، کمک به دیگران و کنترل واکنشهای هیجانی، تغییر را از رفتارهای کوچک روزمره آغاز کرد.
خیر. خشم میتواند واکنشی طبیعی به یک اتفاق ناراحتکننده یا ناعادلانه باشد. مسئله اصلی نحوه ابراز و مدیریت آن است. خشم کنترلنشده میتواند به روابط آسیب بزند، در حالی که مدیریت مناسب احساس خشم به فرد اجازه میدهد بدون آسیب زدن به دیگران درباره مشکل صحبت کند.
میتوان به جای انتظار برای درخواست دیگران، خودمان نیازهای اعضای خانواده را ببینیم و برای کمک پیشقدم شویم. پرسیدن جمله ساده «امروز چه کاری میتوانم برایت انجام دهم؟» میتواند شروع خوبی برای ایجاد نگرش خدمتمحور در خانواده باشد.
منبع اصلی: مقاله «7 Choices That Make You Hard to Love» نوشته Bobby Lewis و منتشرشده در وبسایت All Pro Dad.
موضوع مقاله اصلی: بررسی هفت رفتار شامل بیصبری، نامهربانی، حسادت، غرور، خودبزرگبینی، خودخواهی و خشم و تأثیر آنها بر روابط با دیگران.
بازنویسی، تدوین و بومیسازی فارسی: شبکه اوقات فراغت