۳ راهکار برای هدایت خانواده بدون تبدیل شدن به پدری کنترل‌گر

  • دوره یکماهه رایگان
  • کودکستان سالانه
خانه
دسته‌بندی‌ها
جستجو
سبد خرید
ورود

۳ راهکار برای هدایت خانواده بدون تبدیل شدن به پدری کنترل‌گر

پنج‌شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۵

دسته‌بندی: پدران و خانواده، فرزندپروری، تربیت کودک، مهارت‌های والدگری

مردان معمولاً دوست دارند هدایت‌کننده خانواده خود باشند و مورد احترام اعضای خانواده قرار بگیرند. اما گاهی ممکن است در این مسیر زیاده‌روی کنیم و فقط به این دلیل که تصور می‌کنیم مسئول خانواده هستیم و بهتر از دیگران می‌دانیم چه چیزی درست است، برخلاف نظر اعضای خانواده رفتار کنیم.

در چنین شرایطی، ممکن است به یک پدر کنترل‌گر تبدیل شویم؛ پدری که نگرشش این است: «یا همان کاری را که من می‌گویم انجام بده، یا راه خودت را برو.»

اما هدایت خانواده با کنترل کردن همه‌چیز یکسان نیست. می‌توانیم نقش رهبری و هدایت‌کننده خانواده را داشته باشیم، بدون اینکه بخواهیم بر تمام تصمیم‌ها، رفتارها و انتخاب‌های اعضای خانواده مسلط باشیم.

در ادامه با ۳ راهکار برای هدایت خانواده بدون تبدیل شدن به پدری کنترل‌گر آشنا می‌شوید.


۱. به فرزندانتان فرصت اظهارنظر بدهید

کودکان و نوجوانان امروز در دوره‌ای رشد می‌کنند که شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی حضور پررنگی در زندگی آن‌ها دارد. افراد می‌توانند با چند کلیک، دیدگاه‌ها و باورهای خود را با تعداد زیادی از مردم به اشتراک بگذارند.

بخشی از این رفتار به یک نیاز طبیعی مربوط می‌شود: اینکه فرد احساس کند صدایش شنیده می‌شود.

خانواده شما نیز باید در تصمیم‌هایی که بر زندگی اعضای آن تأثیر می‌گذارد، فرصت اظهارنظر داشته باشد.

به حرف‌های فرزندانتان گوش دهید و آن‌ها را در فرایند تصمیم‌گیری مشارکت دهید. اجازه دهید دیدگاه خود را بیان کنند، درباره پیشنهادهایشان صحبت کنند و احساس کنند نظرشان ارزشمند است.

البته این به آن معنا نیست که کودک باید همیشه تصمیم نهایی را بگیرد. شما به‌عنوان والد ممکن است در نهایت تصمیم متفاوتی بگیرید؛ اما وقتی فرزندتان احساس کند نظرش شنیده شده و دیدگاهش جدی گرفته شده است، احتمال بیشتری دارد که تصمیم نهایی را بپذیرد و با آن همکاری کند.

هدف، کنار گذاشتن نقش والد نیست؛ بلکه ایجاد تعادل میان هدایت کردن و شنیدن است.


۲. به فرزندانتان اجازه دهید اشتباه کنند

هیچ‌کس از اشتباه کردن خوشش نمی‌آید. معمولاً وقتی خودمان می‌دانیم اشتباه کرده‌ایم، شنیدن سرزنش دیگران شرایط را سخت‌تر می‌کند.

فرزندان نیز همین احساس را دارند.

البته والدین باید کودکان را نسبت به رفتار و تصمیم‌هایشان مسئول نگه دارند، اما در عین حال باید محیطی ایجاد کنند که کودک بتواند بدون ترس از فریاد، تحقیر یا سرزنش مداوم، اشتباهات خود را بپذیرد و از آن‌ها یاد بگیرد.

اشتباه را می‌توان یک شکست دانست یا فرصتی برای بهتر شدن. تفاوت این دو نگاه، تا حد زیادی به نگرش ما بستگی دارد.

وقتی فرزندتان اشتباهی مرتکب می‌شود، به جای اینکه فقط روی خطای او تمرکز کنید، به او کمک کنید بفهمد:

· 

چه اتفاقی افتاده است؟

· 

· 

چرا این اتفاق افتاده است؟

· 

· 

دفعه بعد چه کاری می‌تواند متفاوت انجام دهد؟

· 

· 

چگونه می‌تواند اشتباه خود را جبران کند؟

· 

واکنش مثبت و منطقی والدین می‌تواند باعث شود کودک در آینده، هنگام مواجه شدن با یک مشکل، به جای پنهان کردن آن، با خیال راحت به والدین خود مراجعه کند.

به یاد داشته باشید که اشتباه کردن بخشی از فرایند یادگیری است. همان‌طور که برای درست کردن یک املت باید چند تخم‌مرغ را بشکنید، برای یادگیری مهارت‌های جدید نیز گاهی باید اشتباه کرد و دوباره تلاش کرد.


۳. همان چیزی باشید که می‌خواهید فرزندتان در آینده شود

یکی از چیزهایی که من در ۱۷ سال پدر بودن به‌طور قطعی یاد گرفته‌ام این است که پسرهایم همیشه رفتار و حرف‌های من را زیر نظر دارند.

ضرب‌المثل قدیمی «میمون هر کاری میمون بزرگ‌تر انجام بدهد، تقلید می‌کند» گاهی به‌خوبی وضعیت خانه ما را توصیف می‌کند.

فرزندان ممکن است کاری را که ما انجام می‌دهیم یا حرفی را که می‌زنیم، تکرار کنند؛ چون در ذهن آن‌ها این‌گونه است: «اگر بابا این کار را انجام می‌دهد، پس حتماً اشکالی ندارد.»

مشکل اینجاست که کودکان همیشه پیامدهای رفتار یا حرف‌های خود را درک نمی‌کنند.

به همین دلیل، بسیار مهم است که رفتار شما با حرف‌هایتان هماهنگ باشد.

اگر از فرزندتان انتظار دارید راستگو باشد، خودتان نیز صداقت را نشان دهید.
اگر می‌خواهید مسئولیت‌پذیر باشد، مسئولیت‌پذیری را در رفتار خودتان نشان دهید.
اگر انتظار دارید با دیگران با احترام رفتار کند، خودتان نیز در برخورد با اعضای خانواده و دیگران محترمانه رفتار کنید.

در انجیل متی، باب ۵، آیه ۳۷ آمده است: «بله شما همان بله باشد و نه شما همان نه.»

در این متن، نویسنده بر این باور است که حرف‌ها باید با رفتارهای ما هماهنگ باشند؛ زیرا این هماهنگی به کودکان قابل‌اعتماد بودن و ثبات رفتاری را آموزش می‌دهد.

اگر می‌خواهید فرزندتان شخصیت و صداقت داشته باشد، ابتدا باید همین ویژگی‌ها را در رفتار خودتان نشان دهید.

خودتان را نسبت به حرف‌ها و رفتارهایتان مسئول بدانید و به الگویی تبدیل شوید که دوست دارید فرزندتان در آینده از آن پیروی کند.

کودکان بیش از آنکه از توصیه‌های ما یاد بگیرند، از رفتار ما الگوبرداری می‌کنند.


جمع‌بندی

هدایت خانواده به معنای کنترل کردن همه اعضای خانواده نیست. یک پدر می‌تواند نقش مهمی در تصمیم‌گیری و تربیت فرزندان داشته باشد و در عین حال به آن‌ها فرصت اظهارنظر، تجربه کردن و حتی اشتباه کردن بدهد.

سه اصل مهم برای این نوع والدگری عبارت‌اند از:

۱. صدای فرزندتان را بشنوید و او را در تصمیم‌های مرتبط با خودش مشارکت دهید.
۲. اجازه دهید اشتباه کند و از اشتباهاتش برای یادگیری استفاده کند.
۳. خودتان الگویی باشید که می‌خواهید فرزندتان از آن پیروی کند.

در نهایت، پدر بودن فقط به معنای تعیین قوانین و گرفتن تصمیم‌ها نیست؛ بلکه به معنای هدایت، شنیدن، حمایت کردن و نشان دادن الگوی رفتاری مناسب نیز هست.

فرزندتان از شیوه‌ای که امروز با او رفتار می‌کنید، چیزهای زیادی درباره نحوه رفتار با خودش و دیگران یاد می‌گیرد.